ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
962
سفرنامه شاردن ( فارسى )
بوده كه كتيبههاى مساجد و اماكن مذهبى را بدين خط بيارايند تا زمانى دراز خطّ كوفى مرسوم و معمول بوده و هنوز هم هست ، چنان كه در مسجد جامع قديم اصفهان و بسيار جاهاى ديگر كتيبههايى به خط كوفى وجود دارد . خطّ فارسى آيت ظرافت و زيبايى است و مانند ندارد . حروفش متشكل از پيچ و تابهاى ريز و درشتى است كه به صورتى بديع و دلپذير نقش مىبندد ، و در آخر ريزتر ، ظريفتر و دلاويزتر مىشود ، و در سراسر گيتى كسى نيست كه به زيبايى آنان خط بنويسد . چنان كه مىنگريد اواخر حروف چنان پايان يافته كه از بسيارى ظرافت آسان به چشم نمىآيد . پيچش برخى از حروف همانند دواير منقوش بر قطب نما صاف و منظم است و بعضى ديگر كه به قدر پنج يا شش انگشت امتداد يافتهاند چنان راست و به استقامتند كه به عقل درنمىگنجد . كاتبهاى ايرانى بىآن كه مثل ما به ميز تكيه زنند كاغذشان را به دست مىگيرند ، و در نهايت زيبايى و ظرافت مىنويسند . برخى نيز براى اين كه راحتتر بنويسند جا كاغذى كوچكى كه درازيش از شش تا هشت شست درنمىگذرد زير كاغذ مىگيرند . جا كاغذى از چرم است ، و براى اينكه نرم و ملايم باشد در ساختن آن مقوا به كار نمىبرند . كاتبان معمولا كاغذ را روى كف دست مىگذارند ، و بىآنكه به جايى يا چيزى تكيه كنند مىنويسند . اگر كاغذ دراز باشد از پايين لوله مىكنند و به تدريج كه مىنويسند باز مىنمايند . بدين ترتيب دست نويسنده در نوشتن آزاد مىماند ، و كاغذ به اختيار و دلخواهش در مىآيد ، و مجال مىيابد تا آن همه ريزه كارى و ظرافت و زيبايى در خلق اثر هنرى خويش به كار برد . دواتهايى كه كاتبان در نوشتن به كار مىگيرند كوچك است و دهانهاش از وسعت ناخن انگشت كوچك بيشتر نيست ، و با همين دوات كوچك چنان به تندى و چابكى مىنويسند كه در اروپا هيچ كس را بدين هنرمندى نديدهام . آنان به هنگام نوشتن هرگز قلم را از روى كاغذ دور نمىكنند ، و اگر كسى وقتى كه مشغول كارند به نوشتهشان ننگرد مىپندارد كه روى كاغذ خط مىكشند . ايرانيان مىگويند كسى در فن كتابت چيرهدست و ماهر است كه اگر مگسى از سر قلمش قصد پرواز كند قلم را چنان سبك به گردش درمىآورد كه مگس بيفتد و پرواز كردن نتواند . بعضى از كاتبان گاه به هنگام نوشتن همان سان كه قلم را روى كاغذ به گردش درمىآورند كاغذ را به جنبش درمىآورند و چنين